عمــو پــورنگ مــهربون

نگاهت

 

به نام خدای قشنگم

 

این نگاهت 
چه استادانه
همهمۀ سکوت را می شکند 
و من چه ناشیانه 
تو را با واژه های پر سروصدا 
می سُرایم..
وقتی از تو می نویسم 
کلمات در برابر چشمانم می رقصند
حضورت در شعر من 
موسیقی لطیفی ست که جهانم را می نوازد..

پی نوشت: عمو من سالهاست که دیگه به قول شما تو اون فاز نیستم. حال دیگر فقط عمویم هستی. مرا ببخش که آزارت دادم

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1392ساعت 23:32  توسط صديقه  | 

مطالب قدیمی‌تر